محمدصادق نجمى

169

حمزة سيد الشهدا ( ع ) ( فارسى )

پرسيدم : چه كسى اين كار قساوت بار را مرتكب شده‌است ؟ گفتند : عمويت حمزةبن عبدالمطّلب واكنون أو با گروهى از دوستانش وبا شركت كنيزك خواننده‌اى در حال خوردن شراب‌اند وآن كنيزك در ترانه‌اش اين جمله را مترنم است : « الا يا حمزة للشرف النوّاء » ؛ « اى حمزه ، شتران پرگوشت را درياب . » وحمزه با شنيدن اين كلمات از زبان آن كنيزك تشويق شد ودست به شمشير برد وشترها را به اين روز سياه انداخت ! زهرى مىافزايد : علىّبن ابىطالب گفت : من به‌جهت شكايت از عمويم حمزه ، نزد پيامبر خدا رفتم وجريان شترها وحضور حمزه در خانهء همسايه در مجلس بزم ومى خوارى را به آن‌حضرت گزارش كردم . پيامبر خدا ، در حالىكه من وزيد بن حارثه به دنبالش حركت مىكرديم ، وارد آن خانه شد وحمزه را نكوهش ومذمّت كرد . حمزه كه به شدّت مست وچشمانش سرخ شده بود ، نگاه تندى به سراپاى پيامبر خدا انداخت وگفت : مگر شماها بردگان وغلامان پدر من نيستيد كه بر من اعتراض مىكنيد ؟ ! پيامبر خدا با شنيدن اين جمله از ترس جانش عقب عقب برگشت وخانه را ترك كرد ! سازندهء اين افسانه ، مىخواهد به مخاطبان خود چنين القا كند كه حمزةبن عبدالمطّلب أهل عيش وطرب وفردى قسىّالقلب وجسور بود ؛ به‌طورىكه براي يك مجلس خوشگذرانىِ موقّت ، با اشارهء كنيزكى خواننده ، به چنين عمل غير انساني دست مىيازد وجگر شترها را براي لذّت‌جويى